284 -

نمیتونم درس بخونم ، نمیدونم چرا ؟!؟! 

حسش نیست ! 

معادلات لعنتی فکرم و خراب کرده ! 

بقیه درسا هم بخاطر فکر و اون نمیتونم بخونم ... اونم که حسش نیست ! میگن خیلی سخته جزوه لعنتیش ... اه اه اه ! 

کاش حذفش میکردم ، نه سر کلاسش رفتم و نه احتمالا ازش سردربیام!

کاش خوب تموم شه ! کاش نیوفتم


...

تو این چند روزی که خونه اومدم مامان برام کلاه و شالگردن بافتتت  

ترکیب رنگش بنفش و توسی و سبزآبیه !

امشب تمومید :))))

...

همسایه بغلی از باغشون برامون سیب آورده بود که چون زیاد بود به مامان گفتم تا نابود نشدن بپزشون ! 

من عاااااشققق سیب پخته ام ... 

بدی دستم ، نهار و شامم همونو میخورم ! 

...

پس فردا راهی شهر دانشگاه هستم ! 

بازم درس و مشق و ...

کاش این معادلات بووووووووق نبود واقعا ! 

دلهره دارم و دستم به کاری نمیره ! رو هوام 

...

چند شبه چیز میزهای باحال و بدون سانسور تو نت میخونم ! 

باحالن :)))

...


واقعا حوصله ی صحبت نیست !

شب خوش 

نظرات 1 + ارسال نظر
ملی دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 19:33 http://melijoon.blogsky.com/

ایشالا هممممه امتاحاناتو خوبه خوبه خوب میدی...اصن استرس نداشته باش

ایشاالله، مرسی ملی جان

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد