روی نقشه توپوگرافی مون چایی ریخته بود بعد هم گروهی های .... میگفتن همین و ب استاد تحویل میدیم !
من دگ واقعا خسته شده بودم از چونه زدن و بحث کردن باهاشون ! دیشب رو فقط دعا کردم که استاد بگه این چه وضعشه و من نقشه اینجوری قبول نمیکنم و بعد مجبور شیم از اول همشو بکشیم !
اتفاقا اتفاقا اتفاقا وقتی استاد نقشه رو دید گفت : این چیه؟؟؟ این افتضااااحههههه!!!!!
میخواستم بگیرم ی ماچ محکمش کنم .... از بسسسسسسس که این بشر عشششقهههههه !!!!
...
باید برم ادامه کار های ترسیممون رو انجام بدم :)))
من برم ؛
فقط اومدم ابراز خوشحالیم رو جهانی کنم برم ...
+ عه راستی کار نقشه مون انقد خوب شده که استاد گفت اطلاعاتتون رو به چند گروه دگ هم بدین ... ! ب 4 تا گروه دگ دادیم :)))
انگاری دوییدن ها و حرص خوردن ها داره نتیجه میده ^______^
خیلی خوشحالم....
فعلا شب خوش :)))